خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

96

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

مخصوص كسانى است كه حاضر يا در حكم حاضرند ؛ در حالى كه در بعضى مواقع انسان احتياج دارد افرادى را كه غايب هستند و صدايش را نمىشنوند يا حتى كسانى را كه در زمانى ديگر خواهند بود ، از مقاصد خود آگاه كند . همچنين گاه انسان نيازمند است كه براى خودش آن معانى موجود در ذهن را يادآورى كند ، در حالى كه نطق نمىتواند اين خواص را داشته باشد . بر اين اساس ، بشر نيازمند افعالى شد كه اثر آن‌ها باقى باشد ، مانند نوشتن ، تصوير . اما دلالت نوشتن عام‌تر از دلالت تصوير است زيرا به وسيلهء تصوير فقط حكايت صورت‌ها ممكن است ، در حالى كه به وسيلهء نوشتن مىتوان به تمام آن‌چه نطق بر آن دلالت داشت ، استدلال نمود . دلالت نوشتن نيز مانند دلالت نطق وضعى و قراردادى است . گرچه انسان مىتواند بدون نطق - و فقط به وسيلهء كتابت - بر معانى موجود در ذهن خود استدلال كند ، اما از آن‌جا كه وضع و قرارداد بدون گفت‌وگو با يكديگر يا آگاه كردن همديگر از طريق تعليم و تعلّم امكان ندارد و فايدهء وضع بعد از ملكهء حفظ و ذكر به دست خواهد آمد و پذيرش رنج يادگيرى الفاظ براى يك بار هم كه شده ضرورى است . بنابراين اگر كسى بخواهد بدون يادگيرى الفاظ و فقط به وسيلهء نوشتن بر معانى موجود در ذهن خود استدلال كند ، زحمتش دوچندان مىگردد . اما اگر به وسيلهء نوشتن بر حروف بسيط كه عدد آن‌ها زياد نيست ، دلالت نموده به وسيلهء نطق به آن معانى دست يابد ، هدف و مطلوب بدون هيچ‌گونه زحمت زيادى به دست خواهد آمد . ازاين‌رو ، دلالت نوشتن در بيش‌تر احوال ، ابتدا بر الفاظ و سپس به توسط الفاظ بر معانى است . از اين بيانات معلوم شد كه هر پديده يك وجود خارجى و يك وجود ذهنى دارد كه اين‌دو وجود به طبع است و اختلاف و تغيّر را در اين‌دو راهى نيست . افزون بر اين ، هر پديده داراى وجودى در عبارت و وجودى در نوشتن است كه اين‌دو به وضع و قرارداد هستند و به حسب اختلاف اغراض و تفاوت واضعان ، مختلف و مغير مىشوند . از اين چهار وجود ، سه وجود دالّ هستند و آن‌ها عبارتند از : وجود كتبى ، وجود لفظى و وجود ذهنى ؛ سه وجود نيز مدلول هستند : وجود لفظى ، وجود ذهنى و وجود خارجى . وجود كتبى فقط دالّ است ، وجود خارجى فقط مدلول و وجودهاى لفظى و ذهنى هم دال‌ّاند و هم مدلول .